صُدُورِكُمْ
، بعد از آن استبعاد ديگر كردند كه : كيست كه اين كار تواند كرد به قول خودشان كه
مَنْ يُعِيدُنا
؟
و دليل بر اينكه اين به عنوان استبعاد است قول اللّه تعالى كه
فَسَيُنْغِضُونَ إِلَيْكَ رُؤُسَهُمْ
است ، و اللّه تعالى دفع اين استبعاد كرده است به بيان عظمت فعل خالق اكبر كه آن استبعاد را از عاقل رفع كند به قول خود كه :
الَّذِي فَطَرَكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ
.
صراحت اين آيه در معاد جسمانى و دلالت بر قباحت انكار آن احتياج به تفصيل ندارد .
و مثل قول اللّه تعالى كه :
يَقُولُونَ أَ إِنَّا لَمَرْدُودُونَ فِي الْحافِرَةِ * أَ إِذا كُنَّا عِظاماً نَخِرَةً * قالُوا تِلْكَ إِذاً كَرَّةٌ خاسِرَةٌ * فَإِنَّما هِيَ زَجْرَةٌ واحِدَةٌ * فَإِذا هُمْ بِالسَّاهِرَةِ
« 1 » .
يعنى : ما رد كرده مىشويم و زنده مىشويم در گور بوده آيا در وقتى كه باشيم عظام پوسيده ؟
اول استبعاد كردند زنده شدن در قبر را ، و بر آن افزودند استبعاد ديگر كه چگونه تواند واقع شد اين حيات بعد از آنكه ما استخوانهاى پوسيده باشيم ؟ !
و علاوهء اين استبعاد كردند استهزا را به قول خود كه اين حيات از براى ما كرّهء « 2 » صاحبان خسران و زيان خواهند بود به جهت تكذيب كردن ما اين كرّه را .
و خداى تعالى در مقابل حكم به امتناع كفّار حكم به آسانى آن به حسب قدرت شامله كرده به قول خود كه
فَإِنَّما هِيَ . .
يعنى : نيست اين كرّه مگر به
هامش
( 1 ) . نازعات ( 79 ) : 10 - 14 .
( 2 ) . كرّه : رجعت ، بازگشت .