تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 398

مساهمون:

ص٣٩٨
به آن از امكان دور تر است يا تسويهء بيان اشاره است به تمام شدن ، چه اصابع دست و پا چون در اطراف بدنند به ذكر آن اشاره كرده است به تمام بدن . و مثل قول اللّه تعالى كه :
أَ وَ لَمْ يَرَ الْإِنْسانُ أَنَّا خَلَقْناهُ مِنْ نُطْفَةٍ فَإِذا هُوَ خَصِيمٌ مُبِينٌ * وَ ضَرَبَ لَنا مَثَلًا وَ نَسِيَ خَلْقَهُ قالَ مَنْ يُحْيِ الْعِظامَ وَ هِيَ رَمِيمٌ * قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِي أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ هُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِيمٌ * الَّذِي جَعَلَ لَكُمْ مِنَ الشَّجَرِ الْأَخْضَرِ ناراً فَإِذا أَنْتُمْ مِنْهُ تُوقِدُونَ * أَ وَ لَيْسَ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بِقادِرٍ عَلى أَنْ يَخْلُقَ مِثْلَهُمْ بَلى وَ هُوَ الْخَلَّاقُ الْعَلِيمُ
« 1 » . يعنى : آيا نمىبيند انسان كه خلق كرديم او را از نطفه و منى ؟ پس آنگاه او نزاع كنندهء ظاهر است در انكار معاد . نقل كرده‌اند كه جمعى از كفار كه از جمله ايشان ابو جهل بود استخوان كهنه برداشتند و رفتند نزد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله به قصد بحث و التزام ، به اين قسم كه : كيست كه احيا كند عظام را حال كونى كه پوسيده باشد ؟ ! و خداى تعالى كلام ايشان را بعد از آن كه گفته است كه : از براى ما مثل و امر غريبى ذكر كرده است و فراموش كرده است خلق كردن او از نطفه را ، چه خلق او از نطفه در غرابت كمتر از احياء عظام نيست . و مراد از فراموش كردن خلق خود ملاحظه نكردن عظمت قدرت خالق است كه از ملاحظه كردن خلق او از نطفه در غرابت كمتر از احياء عظام نيست . و مراد از فراموش كردن خلق خود ، ملاحظه نكردن عظمت قدرت خالق است كه از ملاحظه كردن خلق او از نطفه ظاهر مىشود چه اگر تأمل در عظم قدرت او مىكرد انكار معاد كه از بىخبرى او بر غايت حكمت و عظمت خالق
هامش
( 1 ) . يس ( 36 ) : 77 - 81 .