[ شبههء وسعت نداشتن آسمان و زمين از براى جنّت و نار ]
و از جملهء شبهه عدم وسعت سماوات و ارض است از براى جنّت و نار به واسطهء قول اللّه تعالى كه :
وَ جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ
هرگاه جنت عرضش سماوات و ارض باشد همچنان كه مقتضاى كلام الهى است پس در سماوات و ارض وسعت جنت و نار هر دو نخواهد بود !
[ شبههء خرق و التيام افلاك ]
و ايضا لازم مىآيد خرق و التيام در افلاك .
و دلالت بر امتناع هر دو مىكند عقل به دليلى كه جارى است در مطلق افلاك و مختص است محدد به دليل ديگر ، و ممكن نيست جسم خارج از كراتى كه بعضى در بالاى بعض ديگرند به واسطهء امتناع خلأ .
و بر تقدير امكان نفعى ندارد چه ادخال محسن و مسيء به جنت و نار بنابراين احتمال مستلزم خرق و التيام است در افلاك .
و در اين دليل نظر است چه عدم وسعت سماوات و ارض از براى جنت و نار مستلزم عدم وسعت فلكيات نيست از براى جنت و نار چه فلكيات اعم از سماوات است كه مختص است به هفت .
و ايضا متمسك به آيه شدن به واسطهء عدم جواز وجهى ندارد زيرا كه هرگاه آيه دلالت كند بر عظمت جنت به حيثيتى كه وسعت آن نداشته باشد يا نار سماوات و ارض پس محل اين دو امر ديگر خواهد بود يا منضم به اين دو و يا منفرد از هر دو و اين مجمل معلوم است هرگاه كه آيات داله بر معاد قابل تأويل نباشند و متأمل در آيات بعد از تخليهء نفس از تبعيت اهواء رديّه يقين مىداند