تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 394

مساهمون:

ص٣٩٤
به جميع اجزاء فضليّه فسادى در آن نيست همچنان كه دانستى . و اگر اراده كرده است عدم اعادهء ابدان بر وجهى كه مشتمل باشد به جميع اجزاء اصليه لازم نمىآيد از اختيار احتمال اول . و ممكن است بنا به اين تقدير كه اجزاء كه جزء مأكول شده است اجزاء اصليه هيچ يك نباشد اختيار شق ثانى كه آن اجزاء با يكى از آن دو بدن اعاده كند و ندانستن ما به مرجّح مستلزم عدم آن نيست ، پس لازم نمىآيد مطلوب مستدل . و اگر آن اجزاء اصليه باشد نسبت به يكى از دو بدن اختيار مىكنيم كه با يكى از آن دو بدن كه نسبت به آن اصيل است اعاده مىكند ، و ظاهر است كه ترجيح بلا مرجّح لازم نمىآيد .

[ شبههء لزوم تناسخ ]

و از جمله شبهه لزوم تناسخ است . و ممكن است جواب به اينكه : موت عبارت از رفع تعلق خاص است كه آن تعلق تدبير و تصرف است در ميان نفس و بدن ، و ممكن است آن تعلق و ارتباط باقى باشد در ميان نفس و بدن ، و ميان نفس و بعض اجزاء بدن بعد از منحل شدن اجزاء بدن مخالف تعلق تدبير و تصرف كه در وقت حيات بود همچنان كه تأييد اين مىكند بعض اخبارى كه متعلق است به غسل ميت . و در اين وقت جارى نيست دليل ابطال تناسخ چه اين ارتباط ممكن است كه مرجح تعلق زايد باشد نزد اجتماع اجزا ، پس لازم نمىآيد افاضهء نفس ديگر در وقت اجتماع اجزاء و استعداد بدن به واسطهء تعلق نفس مجرد به آن تعلق تدبير و تصرف تا لازم آيد اجتماع ذو نفس منتقله و حادثه .
ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 394 | محمد بن عبد الفتاح سراب تنكابنى (فاضل سراب)