تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 352

مساهمون:

ص٣٥٢
مغازلى » « 1 » به اسناد او از نافع مولاى عمر اينكه گفت ابن عمر را كه : من خير الناس بعد رسول اللّه ؟ قال : ما أنت لا أم لك ! ثم قال : استغفر اللّه ! خير الناس بعده من كان يحل له ما كان يحل له و يحرم عليه ما يحرم عليه . قلت : من هو ؟ قال : على ، سد أبواب المسجد و ترك باب علىّ ، و قال : « لك فى هذا المسجد مالى و عليك فيه ما علىّ و أنت أبو ولدى و وصيى تقضى دينى و تنجز عداتى و تقتل على سنتى ، كذب من يزعم انه يبغضك و يحبّنى » . يعنى : گفت : [ كيست ] خير ناس بعد از رسول اللّه ؟ گفت : چه مىشود تو را مادرت بميرد ! بعد از آن گفت : استغفر اللّه ! خير ناس بعد از رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله كسى است كه حلال است از براى او آنچه از براى رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله حلال است و حرام است آنچه از براى او حرام است . گفتم : كيست او ؟ گفت : على ، درهاى مسجد را بست و در على را به حال خود گذاشت ، و گفت : از براى تو در اين مسجد هست آنچه از براى من هست و بر تو هست آنچه بر من هست و تو پدر اولاد منى و وصى منى و قرض مرا مىدهى و وعده‌هاى مرا وفا مىكنى و كشته مىشوى بر سنت من بوده [ اى ] - اگر لفظ تقتل صيغهء مجهول باشد ، يا اينكه مىكشى بر سنت من اگر صيغهء معلوم باشد -
هامش
( 1 ) . المناقب ، ابن مغازلى : 261 ؛ الطرائف : 133 .
ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 352 | محمد بن عبد الفتاح سراب تنكابنى (فاضل سراب)