تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 353

مساهمون:

ص٣٥٣
دروغ گفته است كسى كه گويد كه : تو را بغض و مرا دوست دارد . و روايت كرده است از « مسند ابن حنبل » « 1 » به اسناد خود از عمر كه گفته است كه : كنا نقول خير الناس ابو بكر ثم عمر و لقد اوتى ابن ابى طالب ثلاث خصال لئن يكون لى واحدة منهن أحب إلى من حمر النعم : زوّجه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله بنته و ولدت له ، و سد الأبواب الا بابه فى المسجد ، و أعطاه الراية يوم خيبر . يعنى : بوديم كه مىگفتيم بهترين مردم ابو بكر است و بعد از آن عمر ، و بتحقيق كه داده شده است ابن ابى طالب سه خصلت كه اگر از براى من يكى از آن سه بود دوست‌تر بود از براى من از شتران سرخ : تزويج كرده است رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله به او دخترش را و از براى او فرزند آورده ، و درها را بسته است مگر در او را از مسجد ، و به او داد رايت را روز خيبر . بدان كه ابن بطريق رحمه اللّه در مائهء سادسه از هجرت بوده و كتاب‌ها كه اخبار را از آنها نقل كرده است و ذكر اسناد خود به صاحبان آن كتب را نقل كرده معروف و متداول بودند كه ممكن نبود كه نسبت بدهد روايت را به يكى از آنها كه نسبت داده است بىآنكه متحقق باشد ، به واسطهء بسيارى مخالفان كه طلب لغزش او مىكردند با قوّتشان اگر قطع نظر از ديانت و ثقه بودن او بكنيم ، و آنچه در ابن عمر گفتم كه او را داعى بر ترجيح امير المؤمنين عليه السّلام بىثبوت آن نبود در ابن مغازلى و ابن حنبل و در اوساط جارى است ، و هرگاه دانستى آنچه گفتم مىگويم كه : قول ابن عمر در روايت نافع كه : ما أنت لا أم لك اشارت است به اينكه اين سؤال بدش آمد چه داعى بر عدم صدق بود پس استغفار كرد از آنچه خواهش باطل او را به آن مىخواند و راست گفت .
هامش
( 1 ) . مسند احمد 2 / 26 .