نيست آن را به اين .
در « نهج البلاغه » « 1 » مذكور است كه : و من كلام له عليه السّلام : اقتص فيه ذكر ما كان منه بعد هجرة النبى صلّى اللّه عليه و آله ثم لحاقه به : « فجعلت اتبع مأخذ رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله فأطأ ذكره حتى انتهيت العرج » .
يعنى : از كلام امير المؤمنين عليه السّلام است كه قصه و حكايت كرده است ذكر آنچه واقع شده است از آن حضرت بعد از هجرت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله بعد از آن ملحق شدن او رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله ، و گفته است آن حضرت كه : بعد از آن پيروى مأخذ رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و راهى كه رفته است مىكردم و پا مىگذاشتم و مىرفتم از راهى كه او مذكور مىشد به وجهى از وجوه كه او به علامت و صفات باشد تا منتهى شدم به عرج كه اسم موضعى است .
و گفته است ابن ابى الحديد « 2 » كه : روايت كرده است محمد بن اسحاق در كتاب « مغازى » و گفته است كه : اعلام نكرده است رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله احدى از مسلمانان را آنچه عزم داشته است بر آن از هجرت مگر على بن ابى طالب و ابى بكر بن ابى قحافه ، و اما على عليه السّلام : بدرستى كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله خبر داده بود به خروج خود و امر كرده بود او را كه بر فراش او بخوابد تا فريب بدهد مشركان را ، و گمان كنند كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله از جاى خود حركت نكرده است و طلب او نكنند تا دور شود مسافت ميان قريش و آن حضرت ، و تا اينكه بعد از آن حضرت در مكه بماند تا ادا كند از رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله ودايعى كه نزد او بوده است ، و بود رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله كه نزد او ودايع چندى گذاشته بودند ، مردم مكه
هامش
( 1 ) . نهج البلاغة 2 / 229 رقم 236 .
( 2 ) . شرح نهج البلاغة 13 / 303 - 306 .