كه گمان افضليتشان به حسب ثواب كرده است با فقد علمى كه سبب رجحان تواند شد .
و به اين آيات و اخبار استدلال بر زيادتى اهل علم مىكند بر فاقد و اين تخصيص وجهى ندارد چه تخصيص يك آيه و يك خبرى كه فريقين در آن متفق باشند به اخبارى كه متفرد باشند در نقل آن وجهى ندارد ، پس چگونه تخصيص آيات و اخبارى كه فريقين اتفاق دارند به آنها به اخبارى كه متفردند به آنها مىتوان داد .
اگر گويند كه : آيهء
إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ
« 1 » باعث تخصيص مىشود چه اين آيه دلالت دارد پس انكار تخصيص مطلق صحيح نيست .
جواب آنكه : دليلى بر اتقى بودن ابو بكر نيست مگر روايات مجعوله كه داعى بر جعل آنها اهواء فاسده شده است همچنان كه مكرّر بيان اين شد ، و چگونه اصل تقوى جمع مىشود با دعواى امامت به غير نص و به غير بيعت كمّل صحابه و باب مدينهء علم و تشديد در طلب بيعت بر اين حضرت و بر ايشان به اقبح وجهى و اشنع وجهى و به غضب آوردن فاطمه عليها السّلام با اينكه غضب او غضب رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله است همچنان كه ظاهر شد كه اخبار صحيحهء ايشان هم دلالت بر امور مذكوره دارد نه اخبار شيعه تنها .
و ايضا ذكر كرده است در افضليت دوتاى اول از جمله روايات ، روايت اقتدوا باللذين من بعدى ابى بكر و عمر « 2 » .
يعنى : اقتدا كنيد به اين دو كس كه بعد منند كه ايشان ابو بكر و عمرند .
هامش
( 1 ) . حجرات ( 49 ) : 13 .
( 2 ) . شرح نهج البلاغة ، ابن ابى الحديد 17 / 173 ، مرحوم مجلسى در بحار الانوار 30 / 589 ابن حديث را از مفتريات برشمرده است .