تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١
پس هر دو رفتند ، پس ايستاد على عليه السّلام در ايام تشريق ندا مىكرد كه خدا و رسول او برىاند از هر مشرك . پس حركت كنيد در زمين چهار ماه و حج نكند ذمّت و امان « 1 » بعد از اين سال مشرك و طواف نكند از اين روز برهنه و داخل نمىشود جنت را مگر نفس مسلمه ، و در بعض نسخه بدل مسلمهء مؤمنه است . راوى مىگويد كه : بود على عليه السّلام كه ندا به اين مىكرد و هرگاه سست مىشد امر مىكرد غير را كه ندا مىكرد .

[ جمع بين روايات سورهء برائت ]

مخفى نماند كه تنافى است ميان روايت اولى كه از ابن بطريق نقل شده و ميانهء ثانيه و ثالثهء آن به واسطهء اشتمال اولى بر رسيدن آن حضرت به ابو بكر در جحفه و اشتمال اين دو بر ادراك او در ذى الحليفه ، و تنافى ديگرى نيست در ميان سه روايت اولى و روايت اخيره به واسطهء دلالت كردن ثلاثه بر رجوع واحده بر عدم آن ، و ظاهر بلكه قاطع كذب اخيره است به واسطهء عدم تعلق غرض به ذكر رجوع كه در آن غايت حقارت راجع و خسران اوست به خلاف رفتن ، چه بعض اهل سنت گمان مىبرند كه امارت حاج با ابو بكر [ بوده ] تا فرار كنند از بعض حقارت . و اين توهم محض است زيرا كه ابو بكر اگر با حضرت امير المؤمنين عليه السّلام مىرفت امير بوده هرآينه بودن او در آن شعر و امير بودن او هر دو را ذكر
هامش
( 1 ) . ( او ) احتمال نفى كه او حج نمىكند باشد در اين موضع ، و در روايات ديگر دارد و گويا عطف « و لا يدخل الجنة » به اين انسب است . ( حاشيهء نسخهء خطى ) .