حاصل نمىشود مگر از براى كسى كه مبتلا به ضعف مدرك و قصور فطنه باشد .
پناه به خداى تعالى مىبرم از امثال اين ظن و از ظن احتياج رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله به اعلام متتبع در مثل اين امر !
آيا ملامت نمىكنيد كسى را كه محتاج به اعلام در امرى باشد و مساهله در آن كند و بعد از آنكه امر كند بزرگ دين را چنان كه شما گمان كرديد ظاهر شود خطا [ ء ] او در اين امر خطايى كه موجب الم عظيم و گمان كردن او به اينكه نقصان عظيمى در او متحقق شده است و متهم شدن او نزد مردم به نقصان بسيار بزرگ ؟
و يا اغماض مىكنيد از لزوم استحقاق ملامت به واسطهء عظيم بودن غرض كه منزه گردانيدن ابو بكر است از نقايص ؟
و بطلان اول و قباحت ثانى غنى از بيانند ، و تعيين كردن رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله به نفس خود امرى كه احتياج به وحى داشته باشد قبيحتر است از فعل وزيرى كه عارف باشد به قانون ، و امر كند پيش خود چيزى را كه محتاج است به امر سلطان .
پس چگونه لايق است كه توهم كرده شود نسبت اشنع به رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله ؟
و ايضا تأخير وحى تا وصول ابو بكر به جحفه يا ذو الحليفه بلكه تا خروج او از مدينه بلكه تا تعيين كردن او و ظهور تعيين بر مردم دلالت مىكند بر عدم لياقت او امرى را كه در آن مزيّةمّا باشد .
و روايت كرده است ابن اثير در « جامع الاصول » از « صحيح ترمذى » « 1 » از
هامش
( 1 ) . سنن ترمذى 5 / 307 ، ح 3820 .