تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
اتفاق كردند در رفتن پس به راه افتادند . پس ايستاد على در ايام تشريق يعنى در منى و ندا كرد كه : ذمه و امان اللّه تعالى برى است از هر مشرك پس حركت كنيد در زمين چهار ماه و حج نكند بعد از اين سال مشرك و طواف نكند بعد از اين روز برهنه و داخل جنت نمىشود مگر نفس مؤمنه . راوى مىگويد كه : پس بود على كه ندا به اين كلمات مىكرد و هرگاه سست مىشد برمىخاست ابو بكر و ندا مىكرد به آن مذكور .

[ بازپس گيرى امير مؤمنان سورهء برائت را از ابو بكر ]

و روايت كرده است ابن بطريق رحمه اللّه در عمده در فصل هيجدهم از « مسند احمد بن حنبل » « 1 » به اسناد خود از حبش از على عليه السّلام كه گفت : لمّا نزلت عشر آيات من براءة على النبى صلّى اللّه عليه و آله دعا النبى صلّى اللّه عليه و آله أبا بكر فبعثه بها ليقرأها على أهل مكة ثمّ دعانى فقال : ادرك أبا بكر ، فحيث ما لحقته فخذ الكتاب منه فاذهب به إلى أهل مكة و اقرأها عليهم ، فلحقته بالجحفة فأخذت الكتاب منه فرجع ابو بكر إلى النبى صلّى اللّه عليه و آله فقال : يا رسول اللّه ! انزل بى شىء ؟ قال : لا و لكن جبرئيل جاءنى فقال : لن يؤدى عنك الا أنت أو رجل منك . يعنى : چون نازل شد ده آيه از براءت بر نبى صلّى اللّه عليه و آله ابا بكر را طلبيد و فرستاد كه اين آيات را به اهل مكه بخواند ، بعد از آن مرا طلبيد و گفت : خود را برسان به ابو بكر و هر جا كه برسى كتاب را از او بگير و ببر آن كتاب را به اهل مكه و بر ايشان بخوان .
هامش
( 1 ) . مسند احمد 1 / 151 .