تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
قال ابن عالية : فقام « 1 » اسماعيل مسرعا فلبس نعليه و قال : لعن اللّه اسماعيل الفاعل ابن الفاعلة إن كان يعلم [ جواب ] هذه المسألة و دخل دار حرمه ، و قمنا نحن فانصرفنا . يعنى : اى سيد من ! اگر مشاهده مىكردى روز زيارت روز غدير را و آنچه جارى مىشود نزد قبر على بن ابى طالب از چيزهاى رسوا و اقوال شنيعه و سبّ صحابه در آشكار بىملاحظه و خوف . و لفظ « لو » در « لو شاهدت » اگر لو تمنى باشد معنى چنين مىشود كه : كاش اين امور را مىديدى و احتياج به جزا ندارد ، و اگر شرطى باشد جزا محذوف است ، يعنى اگر اين امور را مىديدى امور عظيمهء غريبه ديده بودى . پس اسماعيل گفت كه : چه گناه دارند ايشان و اللّه كه صاحب جرأت بر اين امور نكرده است ايشان را و فتح نكرده است اين باب را مگر صاحب اين قبر . پس گفت : كيست صاحب اين قبر ؟ گفت : على بن ابى طالب . گفت : اى سيد من ! اوست كه طريقه گذاشته است از براى ايشان اين امر را و تعليم كرده است اين امر را به ايشان و راه داده است ايشان را به اين امر ؟ ! گفت : آرى به حق خدا . گفت : اى سيد من ! پس اگر او محق باشد چرا دوست مىداريم ابو بكر و عمر را ؟ و اگر مبطل باشد چرا او را دوست مىداريم ؟ پس سزاوار است اينكه ما تبرّى كنيم و بيزار باشيم از او يا از اين دو . ابن عاليه مىگويد كه : پس برخاست اسماعيل به سرعت ، پس پوشيد نعلين خود را و گفت : لعن كند اللّه تعالى اسماعيل زانى پسر زانيه را اگر جواب
هامش
( 1 ) . در نسخهء خطى : فقال .