[ كلام ابن روزبهان در دوران حق با على عليه السّلام ]
و آنچه ذكر كرده است فضل بن روزبهان در جواب : « اللهم ادر الحق مع على حيث ما دار » و غير آن از رواياتى كه دلالت بر دوران حق با على عليه السّلام مىكند به اينكه امرى است كه شكى در آن نيست تا احتياج به دليل داشته باشد ، بلكه اين دلالت بر حقّيّت خلفا مىكند ، وجه حق با على عليه السّلام است و على عليه السّلام با خلفا بود از اين حيثيت تبعيت و نصيحت ايشان كرد ، پس ثابت شد به اين روايت خلافت خلفاء و اينكه اين خلافت بوده است حق صريح ؛ در غايت سخافت است چه امتناع امير المؤمنين عليه السّلام از بيعت و طلب امر خلافت از براى خود و دعواى استحقاق خود و ظلم سابقين اظهر از آن است كه بر متتبع خفى تواند بود و ظاهر شد قبل از اين .
[ جواب اسكاتى ابن عاليه ]
و با وجود توضيح اين مطلب تأكيد آن مىكنم و مىگويم كه : ابن ابى الحديد « 1 » گفته است كه : حديث كرد مرا يحيى بن سعيد بن على حنبلى كه معروف بود به ابن عاليه از ساكنان قطفتا به جانب غربى بغداد ، و او يكى از شهود بود كه تعديل كرده شده بود گفت : ابن عاليه « 2 » كه : من حاضر بودم نزد فخر اسماعيل بن على حنبلى فقيه ، و بود اين فخر مقدم حنابله « 3 » در بغداد در فقه و خلاف ، مشغول بود به چيزى از علم منطق و مرد شيرين عبارت بود
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغة 9 / 307 - 308 .
( 2 ) . در نسخهء خطى : اين عايشه .
( 3 ) . در نسخهء خطى : خايله .