تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
يعنى : بدرستى كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله گفت مر عمار را تا آنكه گفت كه : اگر مردم روند در وادى پس تو برو آن وادى كه على رود ، و بگذار همهء مردم را . اى عمار ! بدرستى كه على هميشه بر راه درست است . اى عمار ! بدرستى كه اطاعت على از اطاعت من است و اطاعت من از اطاعت خداى تعالى است . و اين روايت را روايت كرده است يحيى بن حسن بن بطريق در « مستدرك » از ابو بكر محمد بن حسين آجرى در كتاب « شريعه » به اسناد او از ابى ايوب انصارى به تغيير و زيادتى در اولش . تمام شد آنچه از « حدايق الحقايق » نقل شد . از غرايب است خروج عايشه بر امير المؤمنين عليه السّلام با روايت كردن او از رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله آنچه روايت كرده است و غريب‌تر از آن شنيدن دوستان او روايت او و روايت غير او در دوران حق با على عليه السّلام را با اجتماع شرايط اعتبار در اين روايت مثل كثرت روايت دوست و دشمن ، و روايت بودن بغض او علامت نفاق را با كثرت و غير كثرت از شرايط اعتبار ، و در بودن مبغض او در نار همچنان كه دلالت مىكند بر اين روايت عاشره از روايات مذكورهء سابق ، و در بودن ايذاء امير المؤمنين عليه السّلام ايذاء رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله همچنان كه دلالت كرد بر آن روايت سيزدهم و چهاردهم و بيست و پنجم با زيادتى در روايت اخيره ، و روايت استحقاق تكذيب كنندهء و قطع‌كننده ائمه اهل بيت عليهم السّلام ويل را ، و نرسيدن شفاعت همچنان كه روايت يازدهم دلالت دارد ، و در بودن حرب على عليه السّلام و ساير اهل بيت عليهم السّلام حرب رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله همچنان كه روايت شانزدهم دلالت مىكند ، و در غير اين امور از آنچه ذكر كردم يا ترك كردم ، و با اين همه حكم مىكنند به ثقه و معتمد بودن عايشه و جلالت او ! و اكثر آنچه در اينجا مذكور است در ثلاثه هم جارى است .
ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 266 | محمد بن عبد الفتاح سراب تنكابنى (فاضل سراب)