تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢
و مربّ : ملازم ، أربّ : لازم بالمكان . و كروها جذعة : اعيدوها إلى الحال الاولى ، يعنى الفتنة و الهرج . و ام طحال امراة ؟ بغىّ فى الجاهلية فضرب بها المثل يقال : ازنى من ام طحال « 1 » . اول ترجمه كلامى كه بعد از كلام ابو بكر است مىكنم بعد از آن كلام او را ، ابن ابى الحديد مىگويد كه : خواندم اين كلام را بر ابى جعفر يحيى بن ابى زيد بصرى ، و گفتم او را كه : به كه تعريض مىكند ابو بكر ؟ پس گفت : بلكه تصريح مىكند . گفتم كه : اگر تصريح مىكرد از تو سؤال نمىكردم . خنديد و گفت : به على بن ابى طالب . گفتم : آيا كل اين كلام مر على را مىگويد ؟ ! گفت : آرى ، اين ملك و سلطنت است اين فرزند يعنى سببش ملك و سلطنت است . گفتم : چه بود مقالهء انصار كه ابو بكر اشاره به آن كرد كه قد بلغنى مقالة سفهائكم ؟ گفت : بلند كرده بودند دگر على عليه السّلام را ، پس ترسيد از اضطراب امر بر او ، پس نهى كرد ايشان را . پس سؤال كردم از غريبى كه احتياج به بيان دارد ، گفت : ما هذه الرعة به تخفيف عين به معنى استماع و گوش دادن است . و قاله به معنى قول است . و ثعاله اسم روباه است علم و غير منصرف است مثل دواله كه علم گرگ
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغة : 16 / 214 - 215 .