امر امامت متعين است از براى امير المؤمنين عليه السّلام ، و اگر تمام نباشد دعواى انصار بر قرار خواهد بود ، و اين صريح است به عدم تحقق اجماع .
و بناء امر در سقيفه بر مغالب بود همچنان كه در وقت بيان مقتضاى آنچه در سقيفه جارى شد ظاهر شد .
و پنجم : قول آن حضرت كه : « و زعمت انى لكل الخلفاء حسدت » دلالت مىكند بر اشتهار امير المؤمنين عليه السّلام در امتناع از بيعت تا آنكه بعضى توهم كردهاند كه سبب امتناع آن حضرت حسد بوده است .
و اين اضعف وجوهى است كه دلالت بر عدم تحقق اجماع مىكند ، و با وجود اين بس است به واسطهء دلالت كردن بر عدم جواز حكم به تحقق اجماع ، و بناء امر در سقيفه بر مغالبه بود همچنان كه در وقت بيان مقتضاى آنچه در سقيفه جارى شد ظاهر شد ، و در امامت كسى كه قبل از امير المؤمنين عليه السّلام سلطنت بهم رسانيده است .
و ششم : قول آن حضرت كه : « و قلت انى كنت اقاد كما يقاد الجمل المخشوش » دلالت مىكند بر نهايت ممانعت آن حضرت كه دلالت بر عدم تحقق اجماع بلكه بطلان دلالت امامت ابو بكر مىكند چنان كه دانستى .
و هفتم : قول آن حضرت كه : « و لعمر اللّه . . » إلى آخره ، دلالت مىكند كه اين امتناع دلالت بر مدح مىكند و ظاهر است كه اين امتناع دلالت بر مدح كردن به سبب اين است كه اين امتناع به اعتبار اطاعت خدا و رسول است ، و اين امتناع اطاعت خدا و رسول بودن دلالت مىكند بر بطلان آنچه آن حضرت را به آن مىخواندند كه بيعت بر ابو بكر باشد .
و چون تجويز مىكند كسى كه تصديق به كتاب و سنت كرده باشد كه امتناع كند امير المؤمنين عليه السّلام امرى را كه در آن امر مرضات الهى باشد ؟ ! ، نهاية جبر
ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 242
مساهمون: محمد بن عبد الفتاح سراب تنكابنى (فاضل سراب)
ص٢٤٢