تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
نزد صلاة او بر او . آيا نمىبينى كه قومى دستشان قطع كرده شد در راه خدا از مهاجرين و از براى هر يك فضلى هست تا آنكه قطع واقع شد به يكى از ما همچنان كه كرده شده به يكى از آنها گفته شد او را طيار در جنت و ذو الجناحين يعنى صاحب دو پر ؟ و اگر نه آن بود كه نهى كرده است اللّه تعالى از تزكيه كردن مرد نفس خود را هرآينه ذكر مىكرد ذكركننده فضايل بسيار كه داند آن را قلوب مؤمنان ، و دفع آن نمىكند گوشهاى سامعان . پس دفع كن از خود كسى را كه ميل فرموده است او را رميت ، يعنى از راه بيرون برده است . ابن ابى الحديد در شرح فانا صنايع ربنا گفته است « 1 » : صنيعه ملك كسى است كسى كه اختيار كند او را ملك ، و بلند كند قدر او را مىگويد كه : نيست احدى از بشر را بر ما نعمتى بلكه اللّه تعالى اوست كه انعام كرده است بر ما ، پس نيست ميان ما و ميان او واسطه ، و مردم همه صنايع مايند ، يعنى : عطا از ما به ايشان رسيده ، پس ما واسطه ميانهء مردم و ميان خداييم . و اين مقام جليل است كه ظاهرش اين است كه شنيدى و باطن او اين است كه ايشان بندهء خدايند و مردم بندگان ايشانند . اين بود مضمون كلام ابن ابى الحديد در شرح اين فقره « 2 » . منع نكرد مرا قديم عزّ ما و سابق عطا [ ء ] ما بر قوم اينكه مخلوط شديم با
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغة 15 / 194 . ( 2 ) . شرح نهج البلاغة 15 / 194 .
ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 236 | محمد بن عبد الفتاح سراب تنكابنى (فاضل سراب)