كند و بگردد به سياحتكننده در زمين يا راهب عبادتكننده در كوهها .
و چون اطاعت قوم كرد كه والى امر بودند و گشت از براى ايشان بسيار افتاده و شكسته ، ترك كردند او را و ساكت شدند از او ، و نبودند عرب كه جرأت بر قتل او كنند « 1 » مگر به فرمودهء واليان امر ، و چونكه واليان را باعث و داعى بر قتل آن حضرت نبود واقع شد امساك از آن ، و اگر نه چنين بود هرآينه كشته مىشد .
و ديگر آنكه اجل حافظ مستحكم است . تمام شد مضمون كلام نقيب طاب ثراه « 2 » .
و مؤيد اين مقال است واقعهء سعد بن عباده با عدم خوف از مخالفت او به خلاف مخالفت امير المؤمنين عليه السّلام ، پس داعى بر قتل امير المؤمنين عليه السّلام بر تقدير اعلان او به استمرار مخالفت اشدّ و اعظم بود از داعى بر قتل سعد بن عباده .
و از جمله دلايل بر بطلان ثلاثه كلام امير المؤمنين عليه السّلام كه نقل شده است در « نهج البلاغه » « 3 » :
الأصل : و من كتاب له إلى معاوية جوابا و هو من محاسن الكتب
يعنى : و از جمله نوشتهء آن حضرت به معاويه در جواب كتابت معاويه ، و اين از كتابهاى ممتاز و بسيار خوب است .
و در اين كتابت بعضى از نقايص معاويه را ذكر كرده است تا آنكه فرموده
هامش
( 1 ) . در نسخهء خطى : كند .
( 2 ) . شرح نهج البلاغة 13 / 301 .
( 3 ) . بنگريد به : نهج البلاغة 3 / 30 - 34 خطبهء 28 با اختلافاتى در نقل ، شرح نهج البلاغة 15 / 181 به بعد .