و رسول او باشد پس آن مناسبت به ما نحن فيه ندارد ، و اگر فرض كند قتل يكى از اين دو يا هر دو را به امر خدا و رسول او ، پس ايمان باللّه تعالى و رسول او صلّى اللّه عليه و آله تقاضاى محبت قاتل مىكند .
و عداوت آن حضرت در اين وقت به اعتبار اطاعت كردن آن حضرت است خدا و رسول را ، و اين عداوت جمع نمىشود با ايمان ، پس معنى نيست از براى قول او كه : اين وقتى است كه ايمان صحيح و عقيده درست باشد .
و آنچه ذكر كرده است كه : بدان اين را كه هر خونى كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله . . از عادت اهل جاهليت و جماعتى است كه پيرو ايشانند و مناسب طريقه اهل اسلام نيست به هيچ وجه ، پس رعايت اسلام تقاضا مىكند كه رعايت غلظت و شدت بر كفار را ملاحظه كرده آنها را از فضايل بشمارند همچنان كه از قرآن ظاهر مىشود مثل
فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدِينَ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ عَلَى الْقاعِدِينَ دَرَجَةً
« 1 » .
و مثل قول اللّه تعالى :
يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا
« 2 » .
و مثل قول او كه :
أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ
« 3 » و غير اينها از آيات و آثار .
و آنچه ذكر كرده است از قتل زراره صلاحيت اين دارد كه مقصود قريش از صرف امر خلافت از امير المؤمنين عليه السّلام و عداوت ايشان مر آن حضرت را پيروى سنت جاهليت و پيروى عادت رديّهء ايشان باشد .
هامش
( 1 ) . نساء ( 4 ) : 95 .
( 2 ) . صف ( 61 ) : 4 .
( 3 ) . فتح ( 48 ) : 29 .