تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
است ، و اين خطا [ ى ] محض است بلكه سبب تكرر متعرض شدن امير المؤمنين عليه السّلام مر امر خلافت را دو چيز بود : يكى : سعى كردن او در اجراء حكم الهى به قدر امكان . و ديگرى : تتميم حجت و تكميل آن بر امت . و اشاره به اين دو معنى مكرر شد . و به آنچه ذكر كردم ظاهر شد غفلت عباس از مقصود آن حضرت در قول او كه : ذلك بما كسبت يداك تا قول او كه : ثللت عرشك . و آنچه ابن ابى الحديد ذكر كرده است از عدم رغبت قريش در آن حضرت و عدم تأثير بيان فضايل ، و آنچه كرده است در ابتداء امر از اخراج زوجهء خود و اطفال خود در شب به خانه‌هاى انصار و غير انصار دلالت ظاهرى دارد بر علم داشتن امير المؤمنين عليه السّلام به بطلان ابو بكر كه دلالت بر بطلان او مىكند همچنان كه مكرر بيان شد . و چون جمع مىشود اين امور از امير المؤمنين عليه السّلام در سعى كردن به واسطهء تحصيل خلافت از براى خود با استحقاق غير او مر خلافت را ؟ ! و اين گمان بردن به او خلاف امرى است كه كتاب و سنت شهادت به آن مىدهد از مراتب عاليهء آن حضرت . و آنچه ذكر كرده است كه : امروز ملامت نمىكنم عرب را ، وجهى ندارد چه بغض به آن حضرت به سبب آنچه به امر خداى تعالى و رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله كرده است جمع نمىشود با ايمان به خدا و رسول . و آنچه تأييد اين كرده است به قول خود كه : فرض كن كه تو دو سال يا سه سال . . تا قول او كه : اين وقتى است كه اسلام صحيح و عقيده درست باشد ، وجهى ندارد زيرا كه قتل پسر و برادر كه فرض كرده است اگر به غير امر الهى