تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
آيا اسلام تو مىبرد بغض قاتل را از تو ؟ حاشا ! بدرستى كه اين بغض نمىرود . اين در وقتى است كه اسلام صحيح و عقيده درست باشد نه از بابت اسلام بسيارى از عرب كه اسلام بعض ايشان به حسب تقليد بود و بعضى به عنوان خوف از شمشير و بعضى به عنوان حميّه و مدد كردن خويشان و بعضى به واسطهء عداوت جمعى از اضداد اسلام . و بدان اين را كه كل خونى كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله ريخته است به شمشير على عليه السّلام و غير او بدرستى كه عرب بعد از وفات رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله چسبانده‌اند اين خونها را به على عليه السّلام تنها ، زيرا كه در جماعت كسى نبود كه در طريقهء ايشان اين خونها را به او بچسبانند مگر على عليه السّلام ، و اين عادت عرب است كه وقتى كه كشته شود از ايشان جمعى طلب اين خونها از قاتل مىكنند و اگر بميرد يا متعذر باشد ، مطالبه از او كردن ، مطالبه مىكنند از افضل ناس از اهل بيت او . و بعد از اين نقل كرده است « 1 » : قومى از بنى تميم را كه كشته بودند برادر عمرو بن هند را و اعداء آن قوم عمرو را گفتند كه : زراره را بكش كه ما در قوم قائل افضل از زراره نمىبينيم اين است مضمون شعرى كه نقل كرده است كه :
فاقتل زرارة لا أرى * فى القوم أمثل « 2 » من زراره « 3 »
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغة 13 / 300 . ( 2 ) . در نسخهء خطى : مثل . ( 3 ) . كل اشعار چنين است :من مبلغ عمرا بأن ال * مرء لم يخلق صبارهو حوادث الأيام لا * يبقى لها إلا الحجارهها إنّ عجزة أمّه * بالسفح أسفل من أوارهتسفى الرياح خلال كش * حيه و قد سلبوا إزارهفاقتل زرارة لا أرى * فى القوم أمثل من زراره
ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 227 | محمد بن عبد الفتاح سراب تنكابنى (فاضل سراب)