تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦
از آن است كه مماثل انسان باشد و يا قصد كرده است زهد و بىرغبتى آن حضرت را در امارت و بىرغبتى او در ولايت و حكومت اين رأى حسن و صواب است ، و اگر مطلب عباس از اين كلام اين باشد كه اگر آن حضرت ترك دخول با ايشان مىكرد و در خانهء خود مىنشست يا از مدينه بيرون رفته بر سر بعض اموال خود مىرفت مردم او را طلب مىكردند تا آنكه او را متولى امر خلافت كنند - و اين ظاهر است از كلام ابن عباس - پس اين رأى نزد من مستحسن نيست زيرا كه اگر اين كار مىكردند هرآينه عثمان را والى مىكردند يا كسى از ايشان غير امير المؤمنين عليه السّلام را ، و نزد ايشان رغبت در على عليه السّلام نبود كه سبب طلب او شود بلكه تأخر آن حضرت موافق خواهش ايشان بود چه كل قريش نهايت بغض داشتند به آن حضرت اگر چه عمر نوح و سعى در تحصيل خلافت به جميع انواع توصل از بابت اظهار بىرغبتى در آن گاهى ، و بيان فضايل خود كردن گاهى ، و آنچه در ابتداء امر كرده بود از اخراج زوجهء خود و اطفال خود شبها در خانه‌هاى انصار ، و به آنچه كرده بود وقتى كه بيعت به ابو بكر كردند از نشستن در خانهء خود و اظهار اينكه مشغول است به جمع قرآن ، و ساير انواع حيله‌ها ! خلافت حاصل نمىشد از براى او مگر به تحريك شمشير و جنگ همچنين كه در آخر كرد . و من امروز ملامت نمىكنم عرب را خصوصا قريش را در بغض داشتن ايشان مر آن حضرت را زيرا كه خون‌هاى ايشان را ريخت و نفوس عرب به آن قسم است كه مىدانى ، و اسلام مانع نمىشود از بقاء كينه‌ها در دلها همچنان كه مشاهده مىكنيم ، مردم همان مردم اولند . و فرض كن كه در دو سال يا سه سال از اهل جاهليت يا بعض روم بودى و يكى از مسلمانان پسر تو و يا برادر تو را كشتند و بعد از آن مسلمان شدى ،
ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 226 | محمد بن عبد الفتاح سراب تنكابنى (فاضل سراب)