تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
در مجلس تو نشسته است به سبب امرى است كه خود كرده‌اى زيرا كه زود پيش ايشان رفتى به گمان اينكه تو را خليفه مىكنند به واسطهء استحقاق تو و تابع رأى عمت نشدى در اين امر فرود آوردى خانهء خود را به دست خود . پس مدارا كن با او زيرا كه او انصار و معاون دارد از شام و غير شام ، و تو انصار ندارى كه قدرت داشته باشى به آن انصار بر غلبه كردن به او . و بعد از كلامى گفته است كه : اگر گمان برده مىشد به تو آنچه تو به خود گمان مىبرى هرآينه امر خلافت از براى تو بود و زمام و اختيار در دست تو بود ، اما اين امر خلافت حديث روز مرض رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله است - كه مرادش ارادهء كتابتى است كه مردم بعد از آن گمراه نشوند - و آن فوت شد در آن وقت ، و بعد از آن منقطع شد كلام در اين باب در وقتى كه فوت شد پس ملازم باش بالفعل بىرغبتى از امرى كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله ارادهء آن را داشت و تمام نشد ، و تو متعرض آن شدى مكرر و مستقيم نشد ، و كسى كه خواهد كه ديوار بكشد دهر را مغلوب مىشود و كسى كه حرص داشته باشد بر ممنوع و چيزى كه حاصل نشود تعب مىكشد و به اين طريق كه به تو وصيت كردم عبد اللّه را وصيت كردم به اطاعت تو . و بعد از نقل اين وصيت و تتمه كه غرضى متعلق به نقل آن نبود ابن ابى الحديد گفته است كه « 1 » : مردم حسن مىشمارند رأى عباس را در اينكه داخل شورا نمىشد امير المؤمنين عليه السّلام در اصحاب شورا ، و اما من پس بدرستى كه حسن مىشمرم اگر قصد معنى كرده باشد و حسن نمىشمرم اگر قصد معنى باشد ، زيرا كه اگر قصد كرده است از اين رأى اين را كه مرتبهء آن حضرت بالاتر
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغة 13 / 299 .
ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 225 | محمد بن عبد الفتاح سراب تنكابنى (فاضل سراب)