تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
يعنى : ما صنايع پروردگار خوديم و مردم صنايع مايند « 1 » . پس ظاهر شد از براى او كه امر خلافت مستقيم نمىشود در يك روز بلكه خواهد بود در آن استيصال اسلام ، پس راضى شد به بيعت و بازايستاد از طلب امر اگر چه بود بر شدت و سوزش ، پس بدرستى كه ديدى بر هم خوردن عرب و انتقاض بر او از اطراف زمين وقتى كه بيعت به خلافت كرده شد بعد از وفات رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله به بيست و پنج سال ، و در كمتر از اين مدت كينه‌ها فراموش مىشود . پس اگر به او مىرسيد خلافت در روز وفات رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله حال كونى كه از شمشير او خون عرب مىچكيد بر طرف مىشد علامتهاى ملّت و بر طرف مىشد رسوم شريعت ، و عود مىكرد طريقهء جاهليت و كفر به حال خود ، و فاسد مىشد آنچه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله اصلاح كرده بود در بيست و سه سال در يك ماه . پس بود از عنايت اللّه تعالى به اين دين كه الهام كرد صحابه را آنچه كردند ، و اللّه تعالى تمام كنندهء نور خود است اگر چه كراهت داشته باشند مشركان . تمام شد مضمون كلام او .

[ ردّ استنباطات ابن ابى الحديد ]

و در اين نظر است به چندين وجه : اما اولا : مجملا مىگويم كه خبر داده است اللّه تعالى به چيزى كه ممكن است استنباط امامت امير المؤمنين عليه السّلام از آن كردن ، و خبر داده است رسول
هامش
( 1 ) . بنگريد به : احتجاج شيخ طبرسى 1 / 260 ، بحار الانوار 8 / 536 .
ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 219 | محمد بن عبد الفتاح سراب تنكابنى (فاضل سراب)