مناسب وقت بودن است .
و بدان أيضا اين را كه تأثير جدل در اذهان اوساط ناس زياده از تأثير برهان است بلكه گاه باشد ، كه تأثير شعر در اذهان بعضى زياده از غير آن باشد ، و گويا بنابراين بعد از سقيفه فرموده است كه : اگر قرابت كه متمسك شديد به آن در امر خلافت دلالت بر احقّيّت به امر كند من احقّ به امرم نه تو ، و اگر دلالت نكند پس بيان استحقاق تو محتاج است به دليل ديگر .
و ممكن است كه وجه دگر جدل عدم حاجت امرى كه آن حضرت مختص است به آن كه دلالت بر تعيين او كند به بيان ، پس گويا آن حضرت فرموده است كه : اگر قرابت منشأ استحقاق باشد پس آن دلالت بر استحقاق من مىكند با مزيدى كه معلوم و مشهور است كه هيچ كس را با من در آن اشتراك نيست .
پس ذكر جدل و الزام به عنوان اكتفاست به احد دليلين از ديگرى .
[ افعال امير مؤمنان عليه السّلام دالّ بر بطلان خلافت غاصبان بوده ]
حاصل انواع دلايل بر بطلان ثلاثه صادر شده است از آن حضرت ، مثل دليلى كه ايشان در سقيفه گفتند بر ايشان برگردانيدن ، و امتناع او از بيعت در مدت متماديه كه دلالت دارد بر حكم كردن حضرت به بطلان امر ابو بكر كه دلالت دارد به بطلان واقعى ، و جمع كردن آن حضرت جمعى را در خانهء خود ، و پهن كردن رسل و داعيان در شب و روز به سوى مردم ، و ذكر فضل و قرابت خود كردن .
و اگر يكى از اين امور از آن حضرت ظاهر شده بود نبود حكم به صحت بيعت ابو بكر را وجهى ، اگر چه ملاحظهء جلالت آن حضرت و دوران حق با او نمىشد .