بيرون نيست يا كفر يا فسق .
وجه خطا بودن اين امر اين است كه قرائن احوال و امارت ايشان دلالت بر اين ندارند بلكه دلالت بر خلاف آن دارند ، و تأمل امر تقاضا مىكند كه امير المؤمنين عليه السّلام در اول امر گمان مىكرده است كه عقد بيعت از براى غير آن حضرت بىرعايت مصلحت شده است و اينكه قصد نكرده بودند به آن مگر صرف كردن امر خلافت از آن حضرت را ، بنابراين ظاهر شد از آن حضرت آنچه ظاهر شد از امتناع كردن و در خانهء خود نشستن تا آنكه ظاهر شد نزد او و ثابت شد در نفس او كه ايشان درست كردهاند آنچه كردهاند ، و ايشان ميل نكردند به سوى خواهش و ارادهء دنيا نكردهاند و نكردهاند مگر اصلح به حسب گمانهاى خودشان را ، زيرا كه ديده شد از بغض مردم مر او را و انحراف ايشان از او و ميل ايشان بر او و شدت كينهها كه در دلشان بود و شعلهور شدن آتشها كه در دلشان بود و خاطر آوردن خون ريزش او كه تدارك نشده بود و خونها كه از ايشان ريخته بود .
و علت مىگفتند طايفهاى از ايشان به واسطهء عدول كردن از آن حضرت به صغر سن او و قبيح شمردن ايشان تقديم كردن جوانان را بر جماعتى كه از جوانى در گذشته و به سن شيخوخت و پيرى نرسيده يا پير باشند ، و علت مىگفتند طايفهاى از ايشان به كراهت داشتن جمع ميان نبوت و خلافت در بيت واحد كه باعث فخر و تكبر مىشود بر مردم همچنان كه گفت اين را كسى كه گفت .
اين بود مضمون كلام ابن ابى الحديد « 1 » .
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغة 11 / 110 - 113 .