بر اينكه آن حضرت بعد از شورا و بيعت عثمان گفته باشد ، چه شك نمىكند كسى از اصحاب ما كه مرادش معتزله است كه آن حضرت تظلم و اظهار مظلوميت خود و اظهار متألم بودن خود كرده است بعد از شورا و بيعت عثمان و ناخوش دارند كه اصحاب ما حمل كردن امثال اين كلام را بر اظهار الم از روز سقيفه .
و قائلى را مىرسد كه بگويد به ايشان كه : آيا مىگوييد كه بيعت عثمان صحيح نبوده است ؟
در قول ايشان است كه : نه .
پس گفته مىشود به ايشان كه : پس به چه حمل مىكنند كلام حضرت امير المؤمنين عليه السّلام را با تعظيم شما آن حضرت را و تصديق شما مر اقوال او را ؟
پس مىگوييد كه : حمل مىكنيم اين كلام را بر متألم بودن آن حضرت و اظهار مظلوميت كردن او از ايشان ، چون ترك اولى و افضل كردند .
پس گفته مىشود به ايشان كه : پس ناخوش نداشته باشند قول كسى كه مىگويد از شيعه و غير شيعه كه اين كلام و امثال اين صادر شده است از آن حضرت در عقب روز سقيفه ، و حمل كنيد اين كلام را كه اظهار الم و مظلوميت خود كرده است از ترك اولى و افضل و احق كردن ايشان زيرا كه شما انكار نمىكنيد كه آن حضرت افضل و احق به امر بوده است بلكه اعتراف مىكنند به اين ، و مىگويند كه : جايز است امامت غير او و صحيح است به واسطهء مانعى كه در آن حضرت بوده ، و آن امرى بود كه غالب بود بر ظنون آنان كه عقد بيعت مىكردند .
و آن اين بود كه : خوف داشتند از فتنهء عظيمه كه حادث شود اگر او والى امر خلافت شود به واسطهء اسبابى كه ذكر مىكنند ، و آن اسباب را مىشمارند .
ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 198
مساهمون: محمد بن عبد الفتاح سراب تنكابنى (فاضل سراب)
ص١٩٨