تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩

[ اظهار مظلوميت حضرت امير مؤمنان عليه السّلام ]

و به تحقيق كه روايت كرده‌اند بسيارى از محدثين اينكه : آن حضرت بعد از روز سقيفه اظهار الم و مظلوميت كرد و طلب جهاد و قتال كرد يعنى از مردم طلب معاونت كرد كه با آن معاون با ابو بكر جهاد كند و طلب فريادرس كرد وقتى كه از او طلب حضور نزد ابو بكر و بيعت كردند ، و آن حضرت در حالتى كه اشاره به قبر مبارك رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله مىكرد آن كلام كه هارون عليه السّلام بعد از گوساله‌پرستى بنى اسرائيل به موسى عليه السّلام گفته بود در زبان مبارك جارى شد كه : اى پسر مادر من ! به درستى كه قوم مرا ضعيف كردند و سخن مرا در منع گوساله‌پرستى نشنيدند و مدد من نكردند بر وجهى كه منع ايشان توانم كرد ، و نزديك بودند كه مرا بكشند . و آن حضرت وا جعفراه ! كه به اين لفظ از روى الم و حسرت برادر خود جعفر طيار را آواز مىكرد و مىفرمود جعفر نيست از براى من امروز ، و حمزه را ندا مىكرد و مىگفت : وا حمزتاه ! و حمزه نيست از براى من امروز . و ما ذكر كرديم از اين معنى يعنى تظلم آن حضرت و تألم آن از واقعهء سقيفه جملهء مصالحه يعنى قدر معتدّ به قبل از اين ، و كل اينها محمول است نزد ما بر اينكه طلب امر خلافت مىكرد از جهت فضل و قرابت ، و اين دلالت ندارد نزد ما بر وجود نصى كه دلالت بر امامت آن حضرت كند زيرا كه اگر نص بود هرآينه كلفت و مشقت كمتر بود و طريق بيان مدعى سهلتر و آسان‌تر بود به واسطهء طلب آنچه در نظر داشت كه بگويد كه : اى جماعت ! بدرستى كه عهد طول بهم نرسانده است و بدرستى كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله امر كرده است شما را به اطاعت من و مرا بر شما خليفه كرده است بعد از خود و واقع نشده است از آن