است ايشان را زيرا كه ايشان قطع رحم من كردند و سرازير كردند كوزهء مرا و اتفاق كردند بر منازعه كردن با من حقى را كه من اولى به آن بودم از غير خود ، و گفتند كه : در حق هست كه ما اخذ كنيم امر خلافت را و در حق هست كه تو از آن منع كرده شوى . پس صبر كن غمناك بوده يا بمير با حزن شديد .
پس من ملاحظه كردم آنگاه نبود از براى من معاونى و دفع كنندهاى و مدد كنندهاى مگر اهل بيت من ، پس بخل كردم از مرگ ايشان - يعنى راضى به مرگ ايشان نشدم - پس چشم به هم گذاشتم تا آنكه در چشم چيزى موذى بود و فرو بردم آب دهن را با آنكه در حلق استخوان بود ، و صبر كردم بر فرو بردن غضب بر تلختر از علقم كه عبارت از حنظل است كه مشهور است در كمال تلخى ، و الم رسانندهتر از فرو رفتن كارد بزرگ .
[ شرح ابن ابى الحديد بر شكوهء امير مؤمنان عليه السّلام ]
ابن ابى الحديد بعد از نقل اين خطبه شريفه گفته است كه :
و اعلم ان هذا الكلام قد نقل و لم يورخ الوقت الذي قاله فيه ، و لا الحال الذي عناها به ، و يحملون ذلك على انه عليه السّلام قال عقب الشورى و بيعة عثمان ، فانه ليس يرتاب أحد من أصحابنا من انه تألّم و تظلّم حينئذ ، و يكره اكثر اصحابنا حمل امثال هذا الكلام على التألم من يوم السقيفة .
و لقائل أن يقول لهم : أ يقولون بيعة عثمان لم يكن صحيحة ؟
فيقولون : لا .
فيقال لهم : فعلى ما ذا تحملون كلامه عليه السّلام مع تعظيمكم له و تصديقكم لأقواله ؟
فيقولون : يحمل ذلك على تألمه و تظلمه منهم إذ تركوا الأولى و الأفضل فيقال لهم : فلا تكرهوا قول من يقول من السعة و غيرهم ان هذا الكلام و امثاله صدر عنه عقيب يوم