بعد از آن گفته است رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله كه : ابا دارد اللّه تعالى مسلمانان مگر ابو بكر را ! به واسطهء آنكه وضع كردند اين را در مقابل حديثى كه مروى است از آن حضرت كه گفته است در مرض خود كه : « ايتونى بدواة و بياض اكتب لكم ما لا تضلون بعده ابدا » فاختلفوا عنده و قال قوم منهم : لقد غلبه الوجع حسبنا كتاب اللّه !
يعنى : بياريد از براى من دوات و كاغذ كه بنويسم از براى شما آنچه نشويد بعد آن هرگز ، پس اختلاف كردند نزد آن حضرت و گفتند قومى كه : هرآينه غالب شده است او را درد ، بس است ما را كتاب اللّه « 1 » .
و مثل حديث : أنا راض عنك فهل أنت عنى راض ، و نحو ذلك يعنى من از تو راضيم آيا تو از من راضى هستى « 2 » ؟
و مثل اين از احاديث وضع كردند ، بعد از آن نسبت داده است وضع حديث لا يفعلن خالد ما امر به « 3 » ، و حديث شيخى كه بالاى منبر رفت روزى كه بيعت كرده شد ابو بكر پس سبقت كرد مردم را به سوى بيعت او « 4 » ، و غير اين دو روايت به شيعه .
[ قصد قتل امير مؤمنان عليه السّلام ]
مضمون روايت اولى اين است كه نقل كردهاند كه : ابو بكر به خالد بن وليد گفت كه : وقتى كه من نماز را سلام بدهم تو على را بكش و در اثناء تشهد از اين امر پشيمان شد و ترسيد كه تا نماز را سلام بدهد خالد مرتكب اين امر قبيح
هامش
( 1 ) . الغدير 5 / 341 ، شرح نهج البلاغة 11 / 49 .
( 2 ) . شرح نهج البلاغة 11 / 49 .
( 3 ) . شرح نهج البلاغة 11 / 49 .
( 4 ) . شرح نهج البلاغة 11 / 49 .