امور چندند كه در آنها دواعى كذب نيست ، و متحقق است در آنها امارات صدق .
پس واجب است رد آنچه رد كرديم به آنچه ما بيان كرديم و قبول آنچه قبول كرديم به آنچه ما توضيح كرديم ، و به حسب حقيقت آنچه باقى مانده است از مدايح ايشان نيست مگر قطره از درياى مدايح ايشان كه اللّه تعالى ظاهر كرده است آن را و منتشر كرده است به غايت اهتمام ظلمه در اخفاء آن به واسطهء ظاهر كردن حجت و راه نجات .
[ موضوعات بكريه ]
بدان كه ابن ابى الحديد نسبت داده است وضع احاديث را به بعض شيعه و بعض اهل سنت و نقل كرده است آنچه گمان كرده است كه از اكاذيب شيعه است و بعد از آن گفته است : چونكه ديدند بكريه آنچه شيعه كردهاند وضع كردهاند از براى ابو بكر احاديث در مقابل احاديث شيعه مثل لو كنت متخذا خليلا « 1 » كه وضع كردند در مقابل حديث اخوت امير المؤمنين عليه السّلام .
و مثل حديث سد ابواب مسجد غير از باب على عليه السّلام بكريه برگردانيدهاند و از براى ابو بكر نقل كردهاند .
و همچنين حديث كتاب كه در شأن على عليه السّلام است برگردانيده نقل كردند كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله گفت كه : بياريد دوات و كاغذ كه بنويسم از براى ابو بكر كتابى كه اختلاف نكنند در آن دو كس .
هامش
( 1 ) . يعنى اگر من خليل اخذ مىكردم ابو بكر را اخذ مىكردم تتمه روايت مجعول را اسقاط كرده است به واسطهء شهرت .