بشود و بر اين مفاسد دنيوى مترتب شود ، بنابراين پيش از سلام دادن گفت كه : لا يفعلن . . يعنى البته نكند خالد آنچه به آن مأمور شده است ، و بعد از آن سلام داد .
و نقل كردهاند از زفر از علماء عامه كه از او سؤال كردند كه : سخن گفتن در ما بين تشهد و سلام جايز هست يا نه ؟
گفت : آرى زيرا كه ابو بكر در ما بين تشهد و سلام لا يفعلن خالد ما امر به گفت .
[ بيعت شيطان با ابو بكر ]
و مضمون روايت ثانيه اين است كه : اوايل خواندن ابو بكر مردم را به بيعت مرد پيرى آمد و گريه كرد و بيعت كرد با ابو بكر و شكر كرد كه ابو بكر را به اين مرتبه مشاهده كرد ، و سلمان رحمه اللّه از اين حركت اين پير كه اثر شماتت از آن ظاهر شد بسيار متأثر شد ، و اين واقعهء ركيكه را از روى تألّم به عرض شاه ولايت رسانيد . آن حضرت فرمود كه : اين مرد پير كه سبقت در بيعت كرد شناختى كه كه بود ؟
گفت : نه .
فرمود : اين شيطان بود .
و روايت اول اندك استبعاد دارد به حسب ظاهر تدبير ايشان ، اما ملاحظهء امور ثابته از ظلم ايشان نسبت به سيدة النساء و امير المؤمنين عليهما السّلام و قبيح ندانستن آن قبايح را از باب اهواء و دواعى و عاجز بودن اهل حق از تدارك آن و امكان وضع حديث در باب اين قبيح بر تقدير وقوع همچنان كه در ارث نبى صلّى اللّه عليه و آله كردند با ظهور كذب آن خبر و مردم هيچ انكار نكردند مردم از آن