و حب عصبيت « 1 » .
بدان كه ما جزم نمىكنيم به اينكه هر روايتى كه شيعه در مدايح اهل بيت عليهم السّلام و در رذايل ثلاثه نقل كردهاند از رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله صادر شده است و انكار احتمال كذب در بعض آن اخبار نمىكنيم و محتاج هم نيستيم به صدق كل بنابراين نقل نكرديم كل احاديثى كه وضع آنها را مسلم داشته به شيعيان نسبت داده است ، چه وضع آن بر تقدير تسليم ضرر به ما ندارد زيرا كه مدار استدلال تا بر قرآن و اخبارى است كه اهل سنت هم نقل كردهاند و دانستى امارات صدق را در آن اخبار و دواعى كذب در آنچه نقل كردهاند از فضايل ثلاثه و امارات كذب در آن اخبار كه از صحاح شمردهاند هم .
و مراد ابن ابى الحديد به قول او كه : و فضايل ابى بكر المحققة آن است كه به زعم او فضايل ابو بكر را قرآن دلالت دارد ! و حال آن را دانستى .
و ديگر آن است : احاديث صحيحه به زعم ايشان دلالت دارد ، و دانستى عدم صحت بسيارى از اخبار كه ايشان صحيح مىنامند ، و به اين اسم فريب مخور .
و چون اعتماد به اين اسم توان كرد كه ظاهر شد كه ايشان خبر عايشه و طلحه و زبير و ساير جماعتى كه خروج به حضرت امير المؤمنين عليه السّلام كردهاند صحيح مىدانند ! با آنكه مرتبهء حرب و بغض آن حضرت با ايمان و اسلام جمع نمىتواند شد به حسب اخبارى كه در احاديث صحاح ايشان مندرج و به امارات صدق منكشف است .
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغة 11 / 49 - 50 .