تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
عموم عدم اعتماد ، و اگر اين سبب را در بعض مواضع نيابند تجسّس در سبب ديگر كنند كه آيا صلاحيت دارد كه مترتب شود به آن آنچه مترتب شده است بر سبب اول ، پس اگر بيابند پس چنين خواهد بود حكم آن ، و اگر نيابند پس تأمل كنند كه آيا مىيابند در خبر امارت صدق يا نه ؟ اگر نيابند توقف كنند و به مقتضاى امارت حكم كنند در صورتى كه امارت صدق نيابند . و ما تجسس كرديم در آنچه در شأن اهل بيت و شيعه ايشان نقل شده است از مدايح ، پس نيافتيم در آن سبب كذبى كه ظاهر شد از رواياتى كه دلالت بر مدايح ثلاثه و شيعيان ايشان مىكند ، و نيافتيم در آن بدل آن كه اميد كذابين از كذب ، مال يا منزله او « 1 » جاه يا دفع خوف از خود كردن باشد ، چه امير المؤمنين عليه السّلام به هيچ كس عطا نكرد به سبب مدح ، بلكه در عطا رعايت فضل و كمال هم نكرد ، بلكه عطاء آن حضرت بر وفق عطاء رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله به عنوان تساوى بود و مردم از آن حضرت به سبب ترك مدح بلكه به سبب ترك بيعتى كه در زمان سابقين مفاسد عظيمه به آن مترتب مىشد خوف نداشتند ، و آن حضرت مبالغه در باب بيعت كردن مردم نكرد تا آنكه بعض مردم ترك بيعت آن حضرت كردند به محض تبعيت خواهشهاى باطل ، و نقل نكرده است دوست و دشمن اينكه آن حضرت متعرض ايذاء ايشان شده باشد . و بعد از آنكه آن حضرت منتقل به روضهء قدس شد شديد شد دواعى بر وضع اخبار دالّه بر رذايل امير المؤمنين عليه السّلام و ذريهء طاهرين او عليهم السّلام و شيعهء آن حضرت رحمهم اللّه تا آنكه پر كردند كتب و دفاتر را به آنچه پر كردند ، پس باقى مانده از آنچه روايت كردند از فضايل در شأن او و ساير اهل بيت عليهم السّلام و شيعهء ايشان
هامش
( 1 ) . كذا .