به رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله از اقبح قبايح و اشنع شنايع است .
و هرگاه دانستى ترغيب كردن بنى اميه در وضع روايات در فضايل جماعتى كه مىخواستند انتشار فضيلت در ايشان و اشتباه كردن اهل ديانات بعد از وضع و استمرار و گمان كردن ايشان به مجعول نبودن آن روايات همچنان كه ظاهر شد از براى تو از آنچه نقل كرده شد از ابو الحسن مدائنى و دانستى امارت وضع در آن روايات كه صحاح ناميدهاند هم ، و دانستى به دلايل واضحه بطلان خلافت ثلاثه و بودن ايشان غاصب آن ، ظاهر شد بطلان جميع روايات كه نقل شده است در مدايح يكى از ايشان و تابعان ايشان مدحى كه دلالت به حسن عاقبت داشته باشد .
پس اگر احاطه نكرده باشى به تفصيل رواياتى كه نقل شده است در فضايل ايشان يا قادر نباشى بر تفاصيل اختلالى كه روايات مشتملند بر آن پس ضرر ندارد به هيچ وجه .
[ وجه قبول فضائل اهل بيت عليهم السّلام از كتب مخالفان ]
اگر سايلى گويد كه : هرگاه رواياتى كه در كتب صحاح ايشان نقل شده است محل اعتماد نباشند پس چرا نقل كرديد شما در مدايح اهل بيت عليهم السّلام و كمل صحابه و اعتماد گرديد به آن روايات ؟ آيا هست اين مگر رجوع كردن در ردّ روايات و قبول آنها به سوى خواهشها ؟ زيرا كه اگر ايشان معتمدند در نقل قبول كل واجب است ، و الّا واجب است رد كل و تفصيل خارج است از قانون انصاف .
مىگوييم كه : طريقهء اهل علم و تميز وقتى كه دروغ در كلام كسى ببيند اين است كه تجسس كنند در سبب آن ، پس اگر آن سبب را علم بيابند حكم كنند به