تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
دليل مجعول بودن اين خبر است . و به ضميمهء آنچه قبل از اين شنيدى قطع حاصل مىشود به مجعول بودن آن . و آنچه روايت ثانيه است مشتمل است بر نسبت دادن چيزى بر رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله كه لايق نيست به هيچ كس از اهل عرض ، اگر فرض كنيم عدم قباحت شرعيه در آن . و تجويز نمىكند عاقلى صدور اين از رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله اگر حرص بر اجلال عايشه مانع از ادراك قبايح نباشد . آيا منع نمىكند اين جماعت را حيا از نسبت دادن امرى كه تنزيه مىكنند خودشان را از امثال اين به رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله ؟ ! و كدام شخص است كه راضى است كه به حليلهء خود بكند آنچه نسبت داده‌اند آن را به رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله يا نسبت بدهند به او آنچه نسبت داده‌اند به رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله ؟ ! و أيضا امر رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله عايشه را به نظر كردن به ملاهى و بلند كردن او تا ممكن باشد نظر به آن تجويز كردن آن ملاهيت البته اگر فرض كنيم كه اين دو ترغيب به آن ملاهيست نباشند پس چون جمع مىشود اين به آنچه نسبت داده‌اند به آن حضرت كه فرمود كه : انى لانظر إلى شياطين الجن و الانس قد فروا من عمر كه دلالت مىكند بر اين كه فعل جنسيت از افعال شيطان باشد .

[ بطلان تمامى روايات مادحه ]

گويا كه ايشان مىگويند كه : حب عايشه غافل كرده است رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله از ادراك شناعت فعل تا استنباط نشود از آن غايت جلالت عايشه ، و اين تجويز