تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
گشوده مىشود از براى او ابواب بسيار در طعن ، و سعادتمند كسى است كه انصاف دهد و ترك كند خواهش باطل و توشهء خود كند تقوى را ، اين است مضمون كلام او : بدان كه طريقهء طالب نجات اين است كه ترجيح ندهد مسأله را به تبعيت آبا و كبرا و دواعى باطله و خواهش‌هاى فاسده بلكه اگر مسأله باشد كه در آن يقين بايد طلب يقين كند بعد از آن كه نفس خود را خالى كند از جميع امورى كه سد كنند او را از وصول به حق ، و بعد از آن سعى كند تا اللّه تعالى او را هدايت كند به راه حق ، و بعد از آنكه رعايت شرايط وصول به حق كند و به آن برسد واجب است رد كردن رواياتى كه منافات به آن حق داشته باشد بر وجهى كه جمع نتوان كرد به سهو بعض روات يا به حسب عمد دروغ گفتن او به واسطهء عدم احتمال حقّيّت در امور متنافيه . و اين محمل بس است در رد روايات منافيه حقّى كه حقّيّت آن به يقين ثابت شده باشد . اما چون روايات منافيه حق شبهه شده‌اند از براى بعضى و صلاحيت شبهه شدن از براى بعض ديگر دارند طريقهء هدايت و مردم را به راه راست خواندن تقاضا مىكند كه عيوب آنچه عيوبش ظاهر باشد به تفصيل ذكر كرده شود مثل ضعف سند و امارت كذب به واسطهء سد كردن راه شبهه از براى بعضى و رفع كردن شبهه كه مانع است از وصول به سوى حق از بعض ديگر ، و اين در رواياتى است كه ظاهر باشند در مقصود و اما روايتى كه مقصود از آن ظاهر نباشد ساكت شود از تفصيل و بيان كند به عنوان محمل كه آرد و بيرون نيست تا آنكه از معصوم عليه السّلام نيست يا آنكه مراد از آن امرى نيست كه منافات داشته باشد با آنچه به برهان قاطع ثابت شده است .
ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 160 | محمد بن عبد الفتاح سراب تنكابنى (فاضل سراب)