تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
البيت عليهم السّلام وارد شده است هست به اعتبار اينكه ممكن است كه بعض روات طالب جاه و منزلت از واليان باشند به جعل كردن روايت ، وفق خواهش ولات . كسى نگويد كه : عدول روايت جعل نمىكنند . زيرا كه مىگوييم كه : جمعى از مرائيان بوده‌اند كه اظهار خشوع مىكردند و رواج مىدادند امور باطله را به واسطهء مصلحت دنياى خودشان و اعتماد به ايشان مىكردند اهل ديانات همچنان كه مذكور است در اواخر كلام ابى الحسن على بن محمد كه ابن ابى الحديد نقل كرده است . و با وضوح اين مىگوئيم كه : آيا ظاهر نشد از براى شما از اعتماد كردن اين طايفه بر روايت عايشه با آنچه دانستى از صفات رديهء او اينكه ايشان اعتماد مىكنند به روايات جمعى كه شايستهء اعتماد نيستند و آن روايات را وصف به صحت مىكنند ؟ !

[ طعن بر سعد بن ابى وقاص ]

و صحت روايت ثانيه باطل است به سبب اشتمال آن بر سعد بن ابى وقاص ، چون توان روايت را صحيح شمرد كه سعد تبعيت حضرت امير المؤمنين عليه السّلام نكرد و در خدمت او به كوفه و بصره نرفت با ظهور حقّيّت آن حضرت و شيوع اخبار رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله نبودن آن حضرت قائل بر تأويل همچنان كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله قائل بر تنزيل بود ؟ ! و مراد از قائل بر تنزيل و تأويل بودن آن است كه به موجب آيهء وافى هدايت
قاتِلُوا الْمُشْرِكِينَ كَافَّةً كَما يُقاتِلُونَكُمْ كَافَّةً
و غير آن رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله جهاد با كفار كرد و حضرت امير المؤمنين عليه السّلام با جماعتى كه حكم كفار داشتند به