تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
و در لفظ اگر تفاوتى باشد تفاوتى نيست كه تأثير در معنى كند . و مخفى نيست كه كلام سايل كه لا يمنعك ما بينك و بين على دلالت مىكند بر ظهور عداوت او مر آن حضرت را همچنان كه مىداند عارف به اسلوب كلام . و از اين كلام باز ظاهر مىشود كه عايشه پروا نداشته از اظهار عداوت آن حضرت و الّا واجب بود بر او تخطئه سائل كردن در كيفيت سؤال به اين قسم كه بگويد به او مثل اينكه : چه وجه دارد قول تو كه لا يمنعك ما بينك و بين على و حال آنكه ميان من و او نيست مگر كمال محبت ؟ زيرا كه او در غايت جلالت و كمال است و خليفهء رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله است به استحقاق و از كمّل ذى القربى است ، پس محبت او از ما طلبيده شده است به جهات بسيار ، و آنچه شنيده‌اى يا ديده‌اى از حكايت بصره لغزشى بود از من به اغواء شياطين جن و انس ، و من توبه كردم از آن قبيح و عذر گفتم به خدمت او و او لغزش مرا عفو كرد ، و در عبارت تو دلالت هست بر اصرار من بر خطا ، پناه مىگيرم به خدا از اصرار به اين خطا . حاصل دلالت اين خبر بر بغض او و ظهور آن بر سائل و عدم اخفاء سائل بغض او را از براى كسى كه نقل روايت او كرده محل توقف و شك نيست ، آنان كه توهم توبهء او كرده‌اند قائلند كه بعد از واقعهء بصره بىتأخير معتدّ به توبه كرد و اهل حق او را مصرّ در معصيت مىدانند . و هرگاه بطلان قول اول ظاهر شد به اين روايت ، پس متعين شد قول ثانى به واسطهء عدم قول ثالث . پس ظاهر شد اصرار او در معصيت كه بغض آن حضرت باشد . و در اين روايت صحيحه به زعم ايشان ضعف مشترك ميان اين روايت و ساير روايات كه در مدح خلفاء ثلاثه و دوستان ايشان و دشمنان اهل