دلالت بر كذب روايت دارد اگر شيطان از او دورى نمىكرده ديگر چه خواست كردن حاصل دورى امورى شيطان از افعال ظاهر مىشود و افعال او دلالت بر غايت فرمانبردارى او نسبت به شيطان دارد .
اگر سائلى گويد كه : آنچه تو گفتى ردّ دو روايت صحيحه است كه تسليم هر دو كردهاند امنا و اين جرئتى است بسيار بزرگ .
جواب آنكه : محض ناميدن روايت به صحيحه آن را صادق و معتمد نمىگرداند .
[ طعن بر عايشه ]
و چون محل اعتماد باشد كه يكى از روات اولى عايشه است و محاربهء او با امير المؤمنين عليه السّلام متواتر و بغض او ظاهر است ؟ پس چگونه عدالت او با اين دو حالت خبيثه جمع تواند شد ، و حال آنكه شناعت محاربه واضح و بغض آن حضرت علامت نفاق است و توبهء او كه دوستان او توهّم مىكنند ثابت نيست .
و اگر فرض توبهء او از محاربه كنيم وثوقى به روايت او نيست و چون اعتماد به روايت او توان كرد با ظهور كذب او در نسبت دادن خون عثمان به حضرت امير المؤمنين عليه السّلام ! حال كونى كه عالم بود به كذب آن به واسطهء گردانيدن آن نسبت را وسيلهء برانگيختن فتنه .
و بر تقدير توبه از كذب در وقتى از اوقات اعتمادى به آن روايت نيست مادام كه ندانند كه اين روايت بعد از توبه بوده ، و ظاهر است اينكه معلوم نيست كه زمان روايت آيا زمان كذّابيت او بوده است يا زمان توبهء او .
كسى بگويد كه : زمان صلاح او بيشتر از زمان خطيئهء اوست و طعن تابع اغلب است يا آنكه اصل تأخر حادث است كه در ما نحن فيه روايت است ،