تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
زيرا كه تحقق صلاح در او ممنوع است . و بر تقدير تسليم اكثر به زمان ظاهر الصلاح بودن او ممنوع است و اصالت تأخر روايت معارض است به اصالت تأخر صلاح بعد از تحقق خلاف آن . و أيضا امثال اين وجوه موجب وثوق به روايتى كه مدار جواز عمل آن است نيست .

[ عداوت عايشه با امير مؤمنان عليه السّلام ]

و ايضا نسبت استمرار عداوت حضرت امير المؤمنين عليه السّلام بس است به واسطهء عدم اعتماد به روايت اگر فرض كنيم عدم علم به آن را با آنكه روايت كرده است ابن اثير در « جامع الأصول » از بعض صحاح ايشان ، و كتاب « جامع الأصول » كه عاريه پيش من بود كه امور چندى از آنجا نقل كرده‌ام نزد من نيست و لفظ آن خبر تمام در ذكر من نيست اما معنى آن و آنچه محل استدلال است از لفظ در خاطر من است ، و آن اين است كه : بعد از قتل خوارج كسى از عايشه سؤال كرد و گفت : يا امه ! لا يمنعك ما بينك و بين على أن تخبرينى بما سمعت من رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله فيهما ؟ قالت : سمعت منه صلّى اللّه عليه و آله انهم شر خلق اللّه و قاتلهم خير خلق اللّه . يعنى : اى مادر من ! منع نمىكند تو را آنچه ميان تو و على است اينكه خبر بدهى مرا به آنچه از رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله بشنيدى در باب خوارج و على ؟ گفت : شنيدم از آن حضرت كه فرمود كه : خوارج بدترين خلق اللّه‌اند و قاتل ايشان بهترين خلق خداست « 1 » .
هامش
( 1 ) . المسترشد - محمد بن جرير طبرى ( شيعى ) در پانوشت اين روايت را نقل كرده با اختلاف .