تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
پس داخل شد عمر در حالتى كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله مىخنديد گفت : بخنداند خدا دندان تو را يا رسول اللّه ! فرمود كه : تعجب كردم از اين زنان كه نزد من بودند چون شنيدند آواز تو را مبادرت كردند به حجاب . گفت عمر كه : تو سزاوارترى از اينكه از تو بترسند . بعد از آن گفت : اى دشمنان نفسهاى خود ! اما از من مىترسيد و از رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله نمىترسيد ؟ گفتند : آرى تو غليظترى و شديدترى . پس گفت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله : به حق آنى كه نفس من در يد قدرت اوست ملاقات نكرد تو را شيطان هرگز در حالتى كه تو به راهى روى مگر آنكه رود او از راه ديگر . و اين روايت در « صحيح بخارى » و « مسلم » است « 1 » . روايت اولى مندفع است چه لازم مىآيد رجحان او به ابو بكر ، و اين خلاف روايت اين طائفه است . و به وفور جهالات واضحه و زلّات فاضحه كه منافات با اين مرتبه داشتن در نهايت ظهور است . و مندفع است روايت ثانيه به فرار او از زحف همچنان كه قبل از اين ظاهر شد و به حكايت حديبيه و كشف بيت فاطمه عليها السّلام و ايذاء او و ايذاء اهل بيت عليهم السّلام و ساير قبايحى كه از او صادر شده است كه هر يكى از آنها به تنهايى
هامش
( 1 ) . الغدير 8 / 94 در متن : أخرج البخارى فى كتاب بدء الخلق باب صفة ابليس و جنوده : 5 / 89 و فى كتاب باب مناقب عمر 5 / 256 عن سعد بن أبى وقاص .