فدخل « 1 » رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله يضحك .
قال « 2 » : اضحك اللّه سنّك يا رسول اللّه !
قال : عجبت من هؤلاء اللواتى كن عندي فلما سمعن صوتك ابتدرن بالحجاب .
قال عمر : أنت أحق أن تهين .
ثم قال : اى عدوّات انفسهن أ تهبنّني « 3 » و لا تهبن « 4 » رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله ؟
قلن : نعم أنت أغلظ و افض .
فقال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله : و الذي نفسى بيده ما لقيك الشيطان قط سالكا فجا الّا سلك فجا غير فجك ! اخرجاه فى الصحيحين « 5 » .
يعنى : از جمله آنچه مذكور است در مسانيد صحيحه آنچه روايت كرده است عايشه اينكه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله گفت كه : بود در امم محدثون يعنى جماعتى كه ملائكه با ايشان سخن مىگفتند پس اگر در امت من محدث باشد پس عمر است .
اين روايت در « صحيح بخارى » و « مسلم » مذكور است .
و روايت كرده است سعد بن ابى وقاص كه : اذن گرفت - يعنى عمر - از رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و نزد او زنان قريش بودند كه با آن حضرت سخن مىگفتند حال كونى بلند بود اصوات ايشان ، پس چون اذن گرفت عمر مبادرت به حجاب كردند يعنى زود به جايى رفتند كه در نظر نباشند .
هامش
( 1 ) . در مصدر : فأذن له .
( 2 ) . قال عمر .
( 3 ) . در نسخهء خطى : اتهينى .
( 4 ) . در نسخهء خطى : تهين .
( 5 ) . شرح نهج البلاغة 12 / 177 .