ظاهر لفظ معاذ اگر چه اشعار دارد به علم عمر اما ممكن است كه تكلم كردن معاذ به مثل اين كلام ناشى شده باشد از مقتضاى اخلاق عرب و خشونت ايشان اگر چه عمر عالم به حمل نباشد و عدول عمر از اظهار جهل به حمل به واسطهء اين باشد كه نمىگويد مثل اين را مگر كسى كه از اضطراب حال خود و نقصان آن ترسد اگر بگويد ، و بنيان عمر محكمتر از اين بود كه احتياج به اعتذار در مثل اين داشته باشد .
و ايضا اعتراف كرده است [ ابن ] ابى الحديد به اين كه : ترك سؤال كرد [ ن ] از حمل خطا بود همچنان كه سيد ذكر كرده است ، اما تجويز كرده است كه صغيره باشد .
و در اين نظر است زيرا كه اگر اراده كرده است به عدم احتياج عمر به اعتذار ، عدم حاجت او به آن ، به واسطهء ظهور عدم صدور مثل اين خطا از او اين ظاهر البطلان است .
و اگر اراده كرده است كه او به واسطهء تمكّن در سلطنت و انتقام امر آن محتاج به اعتذار نبود پس راست است ، اما بسيارى از ملوكى كه لايق مباشرت امرى از امور دينى بودند حال ايشان چنين بود ، اما مدعى امامت مسلمانان واجب است بر او اعتذار توهّم خطا و زلتى كه از او واقع نشده باشد اگر چه كمتر از اين باشد نه اقامت قرينه كردن بر تحقق آن همچنان كه مذكور شد .
و تجويز بودن عدم سؤال صغيره ضعيف است چه مراد از كبيره بودن عدم سؤال آن است كه ترك كردن حاكم سؤال را و حكم بىسؤال كردن كبيره است نه آنكه ترك سؤال مطلقا كبيره است ، زيرا كه كسى كه حكم نكند سؤال كردن بر او لازم نيست و ترك سؤال نسبت به او نه كبيره است و نه صغيره ، و بودن حكم كه مقارن ترك سؤال كه اين سؤال واجب است همچنان كه او اعتراف به
ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 431
مساهمون: محمد بن عبد الفتاح سراب تنكابنى (فاضل سراب)
ص٤٣١