مثل قول معاذ مر عمر را چون حكم به جلد حامل كرده بود : ما جعل اللّه على ما فى بطنها سبيلا ، پس گفت عمر : لو لا معاذ لهلك عمر « 1 » .
و جواب از اين طعن گفته است صاحب « مغنى » و شارح « تجريد » به تجويز كردن ايشان اين را كه عمر علم به حمل نداشته باشد ، و فضل بن روزبهان به جواز خطا و نسيان از مجتهدين .
و مخفى نيست ضعف اين دو قول :
اما اوّل : به واسطهء ظهور عدم جواز عذر به ندانستن حملى كه از احتمالات بعيدهء نادر الوقوع نيست تا تجويز غفلت مجتهد از آن توان كرد .
پس عدم تفتيش او يا از عدم مبالات او به امر دين ناشى شده يا غايت جهل او به حيثيتى كه متفطن نمىشده به وجوب تفتيش در مثل اينكه وجوب تفتيش در مثل اين را بسيارى از عوام مىدانند و به هر دو تقدير جايز نيست امامت او اگر فرض كنيم كه در امامت احاطه به جميع امور شرعيه لازم نباشد .
و ايضا جواب معاذ دلالت دارد كه امر به رجم بعد از ظهور حمل باشد و الّا بر او واجب بود كه مقتضاى رعايت امام و منع او از ظلم هر دو را رعايت كرده بگويد كه : اين حامل است و گويا حملش بر تو ظاهر نشده است .
و قول او كه : لم يجعل اللّه على ما فى بطنها سبيلا دلالت دارد بر ظهور حمل و بودن غفلت عمر از حكم حامل .
و ايضا اگر عمر غافل بود از حمل واجب بود كه بگويد در جواب معاذ كه :
حكم حامل بر من مخفى نبوده تا احتياج به استدلال باشد به واسطهء عدم جواز
هامش
( 1 ) . بحار 30 / 675 ، و در حاشيه به نقل از : سنن بيهقى 7 / 447 ، شرح ابن ابى الحديد 12 / 204 و جز آنها .