تنفيذ آن را كه تأخير كردن من از جهت سؤال لشكر نيست يعنى سبب تأخير محض تشويش مرض توست بگويد عمر كه : چه جزع است اين ؟ ! حال كونى كه ايمن كرده است خداى تعالى از موت او در اين وقت به فلان آيه و فلان آيه پس چه چيز است وجه اين جزع ؟ !
تمام شد مضمون كلام سيد رحمه اللّه « 1 » .
و چون روايت مجعوله كه صاحب « مغنى » نقل كرده بود ظاهر الكذب بود شارح « تجريد » و ابن روزبهان نقل نكردند با نهايت اهتمام اين دو انكار حق به هر وجه كه ميسّر باشد « 2 » .
[ امر به رجم زن حامله ]
و از جمله مطاعن عمر آنكه امر به رجم حامل كرد و عدم جواز آن را ندانست تا تنبيه كرد او را معاذ و گفت كه : ان يكن لك سبيل عليها فلا سبيل على ما فى بطنها يعنى : اگر تو را راهى بر اين زن باشد پس تو را سبيلى نيست بر آنچه در شكم اوست .
پس رجوع كرد عمر از حكم به رجم و گفت : لو لا معاذ لهلك عمر .
يعنى : اگر معاذ نبود هرآينه عمر هلاك مىشد ، و اين حكم رسوا مشهور است « 3 » .
و نقل كرده است شارح « مختصر » در مبحث اجماع سكوتى و بودن عادت صحابه ترك سكوت نزد شنيدن خطا اين حكايت را ، نقل كرده به قول خود كه
هامش
( 1 ) . الشافى 4 / 177 .
( 2 ) . سفينة النجاة : 216 - 218 .
( 3 ) . بحار الانوار 30 / 675 ، الغدير 6 / 132 .