تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 414

مساهمون:

ص٤١٤
و دائم كنيد نكاح اين زنان را پس نمىآرند مردى كه نكاح منقطع كرده باشد مگر كه او را سنگسار كنم . و غرض از قول عمر كه ان القرآن قد نزل منا له . . آن است كه : قرآن از براى بيان احكام ما بر رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله نازل شده است ، پس واجب است رعايت مقتضاى آن كردن و مقتضاى آن ترك تمتع است به واسطهء آن كه قول اللّه تعالى :
وَ أَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ لِلَّهِ
« 1 » منافات دارد با محل شدن ميان عمره و حج كه مقتضاى تمتع است . و چون ظاهر آن كلام تخطئهء رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله بود در فهميدن آنچه خداى تعالى نازل كرده است بروز قرآن و آن تخطئه منافى ايمان بود پيش از اين كلام گفت كه : انّ اللّه كان يحلّ لرسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله . . به واسطهء ايما به آن كه حلال كردن تمتع از براى رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله منافات با حلال نكردن آن از براى ما ندارد ، همچنان كه مقتضاى آنچه عمر ادعاى فهم آن از قرآن كرده است « 2 » .

[ ردّ فتواى عمر دربارهء حج تمتع ]

و در اين نظر است زيرا كه امر به اتمام حج و عمره للّه تعالى منافات با محل شدن در ميان و عمره و حج ندارد . و ايضا محل شدن ميان عمره و حج كه از لوازم تمتع است از براى رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله نبود بلكه امر به تمتع در شأن نزول كه سال حجة الوداع است از براى كسى بود كه سياق هدى نكرده باشد همچنان كه ظاهر مىشود از روايت ايشان
هامش
( 1 ) . بقره ( 2 ) : 196 . ( 2 ) . سفينة النجاة : 209 - 210 .