كتابت ، يعنى بعد از عمل به مقتضاى آن بر وفق روايت ثقلين به اين كه مقصود از كتابت تأكيد امرى است كه در روز غدير ذكر كرده ، و بيان آن كرده است به روايت ثقلين ، و به غير اين دو و تشييد آن .
و دوم : دلالت خبر بر عصمت مستحق امر به دليل قول آن حضرت كه : « لن تضلوا بعده ابدا » .
و سيّم : دلالت قول عمر به حسب مقام آن كه غرض او صرف امر بود از مستحق و غصب آن به هر قسم كه ميسر شود ، پس او لايق امر نبود ، و به عدم لياقت او ثابت مىشود عدم لياقت اول .
و چهارم « 1 » : نسبت عدم قائل به فصل « 2 » در اول و به همين ، و فرعيت در سوم .
پس استحقاق امر امامت بعد از رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله منحصر بود در امير المؤمنين عليه السّلام .
و وجه اخير جارى است در جميع مطاعن كل واحد از ابو بكر و عمر « 3 » .
[ تحريم متعه توسط عمر ]
و از جمله مطاعن عمر آن كه گفته است كه : متعتان كانتا على عهد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله انا انهى عنهما و اعاقب عليهما .
يعنى : دو متعه بودند در زمان رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله كه من از هر دو منع مىكنم
هامش
( 1 ) . در نسخهء خطى : سيم .
( 2 ) . در نسخهء خطى : فضل .
( 3 ) . سفينة النجاة : 209 .