تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 417

مساهمون:

ص٤١٧
بگويد اگر متعرض قتل او نشوند متعرض شتم و ضرب او مىشوند به قبيح‌ترين وجهى . و اگر اين مرتبه از براى عمر ثابت باشد اين مرتبهء نبوت است نه مطلق نبوت بلكه نبوتى كه بعض شرايع سابقه منسوخ شود به آن ، پس مر قائلان به امامت او را مىرسد كه در جواب منكرين امامت بگويند كه : طريقهء عمر در مدت متماديه آوردن شرع تازه و منسوخ كردن بعض آنچه بر رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله نازل شده بود ! پس راضى به امامت او نبودن از عدل و انصاف بيرون است .

[ عذر آوردن ابن ابى الحديد ]

نقل كرده است عبد الحميد بن ابى الحديد « 1 » كلام سيد مرتضى را در شناعت آنچه صادر شده است از عمر در منع كردن از [ متعهء ] حج تمتع ، و بعد از آن گفته است آنچه ما بيشتر ذكر كرديم كه آن اين است كه : حج تمتع عبادت نيكو و حسن است از عبادتهاى خداى تعالى و محلّ شدن ما بين عمره و حج ، آن حسن را دفع مىكند و نور و رونق آن را مىبرد ، و اين جماعت كه حج تمتع مىكنند دخول به زنان مىكنند بعد از آن كه از عمره محل شوند و بعد از آن محرم مىشوند حال كونى كه از سرشان آب غسل جنابت مىريخته باشد ، و هرگاه عمر عذر از براى خود گفته باشد ما را در كار نيست كه از براى او عذر بگوييم . تمام [ شد ] مضمون كلام ابن ابى الحديد . و اين اعتذار اصلا معنى ندارد زيرا كه كيفيت نماز و حج و امثال اينها
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغة 12 / 255 - 256 .