[ دفاع شارح تجريد از اجتهاد عمر ]
و از جمله غرايب آن كه شارح « تجريد » گفته است : به درستى كه عمر بالاى منبر رفت و گفت : اى ناس ! سه چيز بودهاند در عهد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و من نهى مىكنم از اينها و حرام مىكنم آنها را و عقاب مىكنم بر آنها ، و آن سه متعهء نساء و متعهء حج و حىّ على خير العمل است .
و جواب گفته از اين به اين كه : اين قدح در او نيست به واسطهء آن كه مخالفت مجتهد مر غير خود را در مسائل اجتهاديه تازه و غريب نيست .
و مخفى نيست سخافت اين جواب و غرابت آن زيرا كه با عدم احتمال اجتهاد در حق رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله چگونه تجويز مىكند در امثال اين امور كه راهى نيست عقل را به سوى آن اصلا كه مأخذ آن اجتهاد باشد ؟
و دلالت قول رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله : « لو استقبلت ما استدبرت من امرى لما سقت الهدى » « 1 » بر اجتهاد همچنان كه بعض اهل سنت توهم كردهاند در غايت سخافت است بلكه مقصود اين است كه اين امرى كه نازل شده است كه آن وجوب حج تمتع است به كسانى كه از مكه دور باشند و فضيلت آن اگر قبل از سياق هدى بود من سياق هدى نمىكردم كه پيش از اين راجح بود به امر خداى تعالى .
و با قباحت نسبت اجتهاد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله دادن به چه چيز عمر سزاوارتر شد به اتباع از رسول اللّه تا آن كه حرام كردهاند متعهء نساء را به حرام كردن او ، و ترك كردهاند حى على خير العمل را به مرتبهاى كه اگر اين كلمه را كسى در اذان
هامش
( 1 ) . السنن الكبرى 5 / 19 .